این خاطرات من است..تمام آنچه از اینجا مانده...فقط میذارم تا بدونم یه روزایی بوده....
کامنتای آذر ۸۴
نویسنده: تیرداد
شنبه 3 دی1384 ساعت: 0:13
سلام مهدی حسین زاده دیر زمانی بود که نه می توانستم 1ایم را جایی بگذارم و نه جایی از کم بیرون می زد ... و خودت هم نیز ... بعد از این تکرار دور خوردم تا بیایم اینجا ... شعر ت مانند همیشه خوب است .. وقتی که فحش می دهی زیبا تر یعنی در متن نشسته است و قلم بدست توست ... با احترام : تیرداد راد
نویسنده: ایمانکرخی
پنجشنبه 1 دی1384 ساعت: 12:53
السلام علیک یا صدیقی...
کیف حالک؟
انا خوشحال شدیداً
نویسنده: مهدی موسوی
پنجشنبه 1 دی1384 ساعت: 14:29
سلام . خونه ی جدید مبارک . تا بعد ...
نویسنده: محمد
چهارشنبه 30 آذر1384 ساعت: 8:22
سلام دوست عزیز :
به روزم . خوشحال میشم ...
نویسنده: اوهام
چهارشنبه 30 آذر1384 ساعت: 7:57
سلام.
در مورد کل کار ترجیح می دم بقیه حرف بزنن ولی "احمق...کثافت...نقطه" هم اگه نباشه اتفاقی نمی افته و در عوض باعث می شه "حرف ها را کاغذ می زند" خودشو بیش تر نشون بده.
نویسنده: سید مهدی موسوی
سه شنبه 29 آذر1384 ساعت: 19:35
این شعر را نسبت به کارهای گذشته بیشتر پسندیدم خوشحالم که تغییر قالب با حرکت رو به جلوی اشعارت همراه شده است...
نویسنده: خون
دوشنبه 28 آذر1384 ساعت: 22:10
ناراحت این نباش که کسی از یادت ببرد یا نه ... چرا که کسی هست که همواره به یاد داردت ... مراقب باش از یادش نبری ... که دل آرام گیرد به ...
نویسنده: حجت خسروی
دوشنبه 28 آذر1384 ساعت: 20:14
سلام آقا ... ممنون که ما رو قابل دونستین و سر زدین .../ این برف روی هیچ کس را سفید نمیکند/ ...لذت بردم! همیشه منتظر حضور شما خواهم بود.بهروز باشید!یا حق!
نویسنده: سالک- همسفر عشق
سه شنبه 29 آذر1384 ساعت: 8:6
سلام مهدی جان ...(( عشق بود بی گمان طالب و جویای عشق ))
نویسنده: دختر جهنم
سه شنبه 6 دی1384 ساعت: 1:58
اين الان چي بود؟ پسرفتي تو جَو؟مراقب خودت باش. خونتم نو.قشنگ بيدا
نویسنده: وحید نجفی
دوشنبه 5 دی1384 ساعت: 17:25
سلام ... شعر خوبی بود .. . و البته هست ...استفاده از لیچار رو خودم دوست دارم و گاه گاهی استفاده می کنم ...اما بزرگانه امروز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اونو نمی پسندن .چرا؟...سلام یعنی خداحافظ
نویسنده: علی حسن زاده
دوشنبه 5 دی1384 ساعت: 21:47
سلام دوست عزیز..........وقت بخیر .....یه جمله ی تکراری ...........ساعت هات به خیر ........سپید بود ..........سپید ..........((این برف روی هیچ کس را سفید نمی کند.)) جالب بود ولی اونجا منظورت((حرفها را کاغذ می زنند )) یعنی حرفها رو کاغذ.........ها.............می زنند ......درست فهمیدم یا نه................موفق .........یا حق
نویسنده: سیدحسین خلیلی
یکشنبه 27 آذر1384 ساعت: 21:19
سلام . عزیز خوبی . دلم برای خودم . تو . سلام . انتظارت .خدا حافظیت تنگ شده . ضمنا اگه بابلسر هستی برام شماره بزار یه شب با بچهها چتر شیو . میخوامت هوارتا.
نویسنده: محسن داودی
یکشنبه 27 آذر1384 ساعت: 18:33
سلام . خواندم . خوبه که می نویسی . خوبه که اوومدی . خوبه
نویسنده: محمد گیلک
شنبه 26 آذر1384 ساعت: 21:40
سلام........راستشو بخواي با اين تيپ شعرا حال نميكنم...بعدم اون ما بديمو نگرفتم.....در هرصورت دستت درست....برقرار باشي.
نویسنده: رضا عابدین زاده
سه شنبه 22 آذر1384 ساعت: 22:47
سلام ای شفتالو..ای آلبالو..ای شاعر...............چطوری دوست من.........سپید خوبی بود...............بعضی قسمتها خیلی خوب بود..............فقط به نظرم اگه اون نفطه هاشو ورداری بهتره.............البته فقط یه نظر هستش.................خوب و خوش یا حق
نویسنده: حسین دیلم کتولی
سه شنبه 22 آذر1384 ساعت: 23:37
سلام /باور کن این بنیامین جان من را گرفته این کامنت بالا را هم من نوشتم چون خیلی تنبل تشریف داره ...ارادتمندم/سربزن.../یاعلی
نویسنده: بنیامین دیلم کتولی
سه شنبه 22 آذر1384 ساعت: 23:34
سلام /چرا بی معرفت ....بعدش چرا هی جا واسم عوض می کنی نکنه داری عوضی میشی /کاربنداز حاشیه نرو /دو......ست.....تدارم..بروبچ را سلام ....بده/یاحق
نویسنده: elahe
پنجشنبه 24 آذر1384 ساعت: 15:49
سلام؛منزل نو مبارك
اميذوارم اينجا هم موفق باشي
نویسنده: خون
شنبه 26 آذر1384 ساعت: 0:45
این صفحه دارد از پشت مرگ نفس می کشد ....
و نفس کشیدن را به آدم منتقل می کند ....
از نویسنده اش ممنونم ...
نویسنده: لیلای پناهگاه
دوشنبه 21 آذر1384 ساعت: 20:35
سلام وآپدیت کنید لطفا!!!
نویسنده: بوتیمار
دوشنبه 21 آذر1384 ساعت: 11:21
می خواهمت با همه ات و اشغالات جوووون
اینه که دوست دارم
بعد در ضمن ماروبی خیال مغضوب میشی ها
زندگی تو بکن بوتیمار سیخی چند
دوست دارم ببینمت
فدات
نویسنده: معصومه لمسو
دوشنبه 21 آذر1384 ساعت: 10:41
سلام
ممنون که به وبلاگم سری زدید
منتظر نظر های بعدی هستم
نویسنده: nasim
یکشنبه 20 آذر1384 ساعت: 10:2
سلام-به این زیبایی .... پشت خط آشغالم - (کثافتها فریادم می زنند).... پیروز باشی
نویسنده: سید محمد
جمعه 18 آذر1384 ساعت: 19:49
سلام رفیق ...چند وقتی بود شعر سپید نخونده بودم ...از بعضب جاهاش خیلی خوشم اومد مثل این برف روی هیچ کس را سفید نمی کند.و بعضی جاهاش رو در شعر نمی پسندم مثل پشت خط آشغالم...
احمق...
کثافت... نقطه
دوستت دارم عزیز ...یا علی
.
نویسنده: لیلای پناهگاه
شنبه 19 آذر1384 ساعت: 8:18
سلام ... مبارکه و شروع خوبی باشه.
نویسنده: میثم ریاحی
شنبه 3 دی1384 ساعت: 11:30
سلام دوست من ! از آشنایی خوشوقتم ....خوب بود ....ولی بعضی از جاها رو نپسندیدم ....حس می کنم می تونه با صبر و حوصله بیشتر بهتر باشه ......موفق باشی